محمد مهدى ملايرى
254
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
Constitution و Code انتخاب شده است . « 1 » و اما در فارسى براى بيان اين مفهوم از كلمات عربى استفاده شده . براى قانونى كه پايه و اساس چنين حكومتى است اسم قانون اساسى ، و براى خود حكومت اسم مشروطه را انتخاب كردهاند . هرچند قانون از ريشهء عربى نيست ولى مانند بسيارى از اين گونه كلمات در اين زبان اصل خود را از دست داده و به صورت عربى درآمده است ، زبان فارسى هم آن را از اين زبان و به هيأت و صورت عربى گرفته است . اساس هم كه از ريشه و هيأت عربى و به معنى پايه و بنيان است . كلمهء مشروطه چنان كه از ظاهر آن پيدا است اسم مفعول از شرط عربى است . در همان هنگامى هم كه براى نخستين بار اين كلمه در اوائل همين قرن در جنبش مشروطهخواهى ايران در اين معنى به كار رفت از آن جز همين اشتقاق فهميده نمىشد ، يعنى آن را مشتق از شرط عربى مىدانستند كه در اصطلاحات فقهى و حقوقى معروفست و معنى لغوى آن عبارت است از لازم كردن چيزى بر خود يا ديگران ، و ملتزم شدن آن در ضمن عقد و پيمانى ، يا تعليق كردن چيزى به چيز ديگر ، يا مطلق عهد و پيمان ؛ و برطبق اين معنى حكومت مشروطه را آنچنان حكومتى مىدانستند كه در آن ادارهء امور برطبق شرط و پيمان يعنى قوانينى كه قدرت فرمانروايان را مشروط مىسازد جريان يابد ، ولى بعضى را عقيده بر اين است كه كلمهء مشروطه هرچند اسم مفعول عربى از شرط است ولى اين شرط آن كلمهء عربى الاصل كه قبلا ذكر كرديم نيست ، بلكه معرّب كلمهء اروپائى Chart يا Charter است كه به معنى عهد و ميثاق است ، و چون نخستين سندى كه براى محدود ساختن قدرت پادشاهى از طرف نمايندگان مردم نوشته شد در غرب به اين نام معروف و مشهور شده ، از اين جهت اين كلمه كه در تلفظ و املا نزديك به كلمهء شرط عربى بوده به اين صورت درآمده و در ايران هم در مورد مشابه به كار رفته و معروف گرديده است . در هرحال اصل كلمه شرط هر چه بوده زبان فارسى آن را از عربى و با هيأت عربى آن گرفته است . اين نكته را
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به لغتنامه عربى - فرانسه « الفرائد الدرية » .